Armenian

يادگارهای معماران ارمنی در تهران

Posted in armenia by armiks on 2009/04/17

تهران بهترين بناهای خود بويژه در ناحيه مرکزی شهر را که هنوز ديدنی ترين ناحيه شهر است، وامدار ايرانيان ارمنی است.

در اين ناحيه به غير از ميدان حسن آباد که با آن معماری دلپذير هنوز از شکيل ترين ميدان های شهر است، چند عمارت زيبای ديگر نيز وجود دارد که عبارتند از ساختمان پست، کاخ دادگستری، کاخ گلستان، بنای وزارت خارجه، بانک سپه، بانک ملی شعبه مرکز، باشگاه افسران، موزه ايران باستان، کاخ مرمر و شايد چند عمارت ديگر.

همه اين عمارت ها به استثنای کاخ گلستان (از کارهای دوره قاجاريه) و موزه ايران باستان که طراح آن آندره گدار بوده است، کار ايرانيان ارمنی است. اگر اين مجموعه را از وسط شهر تهران برداريم چيزی جز کوچه پسکوچه های کم ارزش باقی نخواهد ماند.

ميدان حسن آباد که بعدها يک ضلعش را بانک ملی خراب کرد، ولی با همان سه ضلع باقی مانده اش، يادآور معماری اروپايی است، کار قليچ باقليان است (که عمارت شهربانی را هم ساخته است) اما مهندس محاسب آن، معمار برجسته ايران لئون تادوسيان بوده است. کسی که کاخ مرمر را هم به پايان برد. داستان کاخ مرمر از اين قرار است که نقشه کاخ را آنطور که استاد حسين لرزاده برای مسعود نوربخش نويسنده کتاب "تهران، به روايت تاريخ" تعريف کرده است، (و ما اينجا از قول آقای نوربخش نقل می کنيم) خود رضاشاه داده بود اما معمارانی که دست اندرکار ساخت آن بودند خيلی زود از کار اخراج شدند و ادامه کار به دست لئون تادوسيان داده شد و به سرانجام رسيد. تادوسيان زاده تهران بود.

عمارت عالی پستخانه را الگال گالستيانس، زاده جلفای اصفهان، ساخته است؛ بنای اين عمارت در سال ۱۳۰۷ شمسی به مناقصه گذاشته شد و نيکلای مارکف، معمار گرجی، برنده آن شد، اما ساخت آن به دست گالستيانس انجام گرفت. عباس مسعودی که در سال ۱۳۱۳ شمسی گزارشی از عمارت پستخانه در روزنامه اطلاعات نوشته، الگال گالستيانس را سازنده آن معرفی کرده است. استاد لرزاده نيز روايت کرده است که عمارت پست، کار الگال گالستيانس است.

ساختمان وزارت خارجه در ميدان مشق نيز کار دو تن از معماران ارمنی است. طرح آن را گابريل گوريکيان داد. کسی که در استانبول زاده شد و همان سال (۱۹۰۰ م) خانواده اش از بيم سخت گيری هايی که بر ارامنه در آن ديار شروع شده بود و به آوريل ۱۹۱۵ ختم شد، به ايران آمدند و او را به ايران آوردند. تا ده سالگی در ايران ماند. چند سال ابتدايی را در تهران خواند، تابعيت ايرانی گرفت و آنگاه راهی اروپا شد و زمانی که به دعوت رضاشاه به ايران بازگشت، معماری با شهرت جهانی بود.

گوريکيان در بازگشت تنها چهار سال در ايران ماند (۱۳۱۲ تا ۱۳۱۶) و باز راهی اروپا و آمريکا شد اما در آن چهار سال يادگارهايی از خود بجا گذاشت که تا قرن ها نام او را به عنوان يک ايرانی – چنانکه خود می خواست – برقرار نگه می دارد. طرح ساختمان وزارت خارجه را او داد، و هم ميهن ديگرش، الگال گالستيانس ساختش را به عهده گرفت. آن دو به اتفاق بنايی پی نهادند که هنوز از بهترين و کارآمدترين بناهای ناحيه مرکزی شهر تهران است. طرح کاخ دادگستری را نيز که از مهمترين بناهای دوره رضاشاه است، گابريل گوريکيان داد.

علاوه براين از او طرح ساختمان وزارت صنايع را در کنار کاخ گلستان و چند ويلا را که همان اول ورودش به تهران، به او سفارش شده بود داريم اگرچه نمی دانيم امروزه وجود دارند يا در تخريب های مدام شهر تهران از دست رفته اند؛ ويلاهای پناهی، خسروانی، نظام مافی، ملک اصلانی و فيروز.

گابريل گوريکيان به همراه دو معمار ديگر از برجسته ترين ها در دوره خود بوده اند. آن دو تن ديگر پل آبکار و وارطان هوانسيان نام دارند.

ساختمان مرکزی بانک سپه در ميدان توپخانه و مهمانخانه دربند و طرح هتل فردوسی و هنرستان دختران در خيابان سوم اسفند (سرگرد سخايی) و کاخ اختصاصی (شهناز پهلوی) کار وارطان هوانسيان (زاده تبريز) است و ايستگاه راديو (بی سيم پهلوی) و مدرسه ناشنوايان باغچه بان و بسياری از ادارات دارايی شهرستانها کار پل آبکار (زاده تهران). اينان هريک حدود نيم قرن به ايران خدمت کرده اند، و بناهای ساخت آنان تنها به همين تعداد که نام برديم محدود نمی شود.

در کنار اينان بايد از يک ارمنی نامدار ديگر ياد کنيم؛ اوژن آفتانديليانس، زاده تبريز به سال ۱۲۹۲ خورشيدی، که تالار فرهنگ و دبستان فردوسی (اداره آموزش و پرورش کنونی استان تهران) و وزارت فرهنگ و هنر (اکنون وزارت ارشاد اسلامی)، و ساختمان اوليه فرودگاه مهرآباد و کليسای سرکيس مقدس (کريم خان نبش ويلا) و دبيرستان نوربخش (رضاشاه کبير) همه از يادگارهای اوست.

در بين ساختمان های مدرن امروز تهران نيز، بنای تالار رودکی، سينما متروپل، سينما گلدن سيتی، سينما نياگارا، سينما ديانا و سينما کريستال را ارامنه ساخته اند. تالار رودکی از بهترين و امروزی ترين بناهای شهر، کار همان اوژن آفتاندليانس است. سينما گلدن سيتی را هم که امروز سينما فلسطين نام دارد، او ساخته است. سينماهای متروپل، کريستال، ديانا از ساخته های وارطان هوانسيان است اما سينما نياگارا ساخته پل آبکار است.

معماران ارمنی نه تنها بناهای مهم شهر تهران که بسياری از بناهای مهم شهرهای ديگر را هم طراحی کرده و ساخته اند. تبريز يک خيابان اصلی دارد که قبلا پهلوی نام داشت و امروز نامش امام خمينی است. اين خيابان را اوديس اوهانجانيان طراحی کرد؛ معماری زاده ايروان که پس از الحاق ارمنستان به شوروی به ايران آمد.

ذکر يادگارهای ارامنه در تمام شهرها اين گزارش را دراز خواهد کرد. همين نمونه ها کافی است اما قلم برای دادن يک نمونه ديگر بی طاقتی می کند و آن شهر قم است. شعبه مرکزی بانک ملی، مصلای شهر و پايانه اتوبوس ها، دانشکده پزشکی و شايد بناهای ديگر هم حاصل فکر و نقشه مهندس گورگين است که نام اصلی اش گورگن پيچيکيان است؛ معماری متولد ولگاگراد که از هفده سالگی به ايران آمد و تا پايان در ايران زيست و در ايران به مهندس گرگين شهرت داشت.

ژانت لازاريان که اطلاعات مربوط به بناهای قم از کتاب او "دانشنامه ايرانيان ارمنی" استخراج شده می نويسد "در سده اخير بيش از يکصد و پنجاه معمار ارمنی در ايران مشغول کار بوده اند يا از اين کشور برخاسته اند و در خارج از آن به فعاليت پرداخته اند". در همان کتاب می خوانيم که مهمانخانه رامسر و همچنين کاخ رامسر کار مهندس معمار هوانس غريبيان است.

کليساهای ايران نيز که از آن سوی آذربايجان تا اصفهان پراکنده اند و از آثار مهم تاريخی و مذهبی ايران به شمار می روند طبعا کار دست ارامنه ايران است. ژانت لازاريان می نويسد: "در هيچ کدام از کشورهای جهان (به غير از ارمنستان) معماری ارمنی همچون ايران رشد نکرده است و تنها در جلفای اصفهان در حال حاضر سيزده کليسا داير می باشد. کليساهای ديگری نيز در شهرهای تهران، قزوين و غيره ساخته شده اند که از نظر معماری – مهندسی دارای ارزش شايسته ای می باشند. در هر نقطه از کشور ايران که ارامنه سکونت دارند حد اقل يک بنای تاريخی ارزنده بنا شده است و ناگفته نبايد گذاشت که امروز تمامی اين بناها توسط ميراث فرهنگی و با همکاری مهندسان ارمنی در حال مرمت هستند و از حمايت بی دريغ دولت ايران برخوردار می باشند."

کسخانه شهر نمايشگاهی از عکس های آنتوان سوربوگين، يکی از قديمی ترين عکاسان ايرانی
را به نمايش گذاشته است.

اين عکس ها از خانواده های ارمنی، و احتمالا گرجی و روس ساکن ايران بين صد تا صد و بيست سال گذشته گرفته شده است.

در سالن کوچک ورودی، شيشه تعدادی ازعکس های موسيو آنتوان در پايين عکس او چيده شده، اکثر اين شيشه ها از گذر زمان آسيب جدی ديده اند.

بيشتر عکس ها تاريخ و امضای موسيو آنتوان را دارد. اکثر اين عکس ها در آتليه گرفته شده و خانواده های ارمنی، به تناسب جمعيتی که داشته اند در برابر دوربين قرار گرفته اند. چند عکس تک نفره هم در اين مجموعه ديده می شود.

در بعضی از تصويرها به نظر می رسد موسيو سوربوگين سعی کرده عکس های متفاوتی بياندازد. به ويژه در دو عکسی که از يک خانم ايستاده و چادر پوش و پرتره ای از بانويی جوان و زيبا گرفته شده، اين تفاوت آشکارا ديده می شود.

از طريق عکس ها می توان به نوع پوشش اقليت های قومی و مذهبی ساکن ايران در اواسط قرن نوزده به ويژه زنان، دختران و کودکان و نحوه آرايش آنها پی برد.

تک عکسی از يک مراسم ازدواج در اين مجموعه قرار دارد که احتمالا در باغی يا حياط کليسايی گرفته شده، در اين عکس عروس با لباس و گل و تور سفيد در ميان جمعی نشسته است.

به گفته يکی از مسئولان عکسخانه، اين مجموعه متعلق به آرشيو عکسخانه است. اما او از نحوه تملک اين مجموعه اطلاعی نداشت.

clear

20040825172532aks3

موسيو آنتوان سوربوگين

آنتوان سوربوگين فرزند واسيلی سوربوگين خاورشناس و ديپلمات روس بود. او دارای هفت فرزند بود که همگی در تهران متولد شدند.

مرگ زودرس واسيلی خانواده او را مجبور به بازگشت به تفليس کرد.

آنتوان پس از پايان تحصيل، نقاشی پيشه کرد. بعد از مدتی با هنر جديد عکاسی آشنا شد و با علاقمندی زياد اين هنر را نزد ارماکف عکاس معروف روس آموخت.

در سال ۱۸۶۰ ميلادی همراه با خانواده خود برای عکاسی و ثبت تصاوير مردم، طبيعت و معماری ايران با کاروانی عازم زادگاهش ايران شد.

آنتوان و گروهش پس از ورود به ايران از زندگی جنگل نشينان در شمال ايران، بناهای تاريخی در کردستان، لرستان و سپس تهران عکس هايی تهيه کردند.

آنتوان سوربوگين در سال ۱۲۶۲ شمسی در خيابان علاالدوله ( فردوسی کنونی ) عکاسخانه ای تاسيس کرد. او در تهران با دختری از يک خانواده ارمنی- ايرانی به نام لوئيزا گورگنيان ازدواج کرد.

آنتوان برای تکميل وسائل عکاسی به وين سفر کرد و در بازگشت به دربار ناصرالدين شاه راه يافت و شاه به او لقب خان داد. از آن پس عکاس رسمی دربار قاجار و بسياری از درباريان شد.
او در حرفه خود به نقاشی و تاثير آن بر عکاسی توجه بسيار داشت.

آنتوان در کنار فعاليت در عکاسخانه خود، کار عکاسی مستند از ايران را ادامه داد. موسيو آنتوان خان در پی شصت سال فعاليت هنری در سن ۸۲ سالگی در سال ۱۹۳۳ بر اثر بيماری کليه در تهران درگذشت. او را در مقبره خانوادگی خود در گورستان روس ها واقع در سرآسياب دولاب به خاک سپردند.

نمايشگاه عکس های آنتوان سوربوگين تا ۲۸ شهريور ادامه دارد.

Kommentera

Fyll i dina uppgifter nedan eller klicka på en ikon för att logga in:

WordPress.com Logo

Du kommenterar med ditt WordPress.com-konto. Logga ut / Ändra )

Twitter-bild

Du kommenterar med ditt Twitter-konto. Logga ut / Ändra )

Facebook-foto

Du kommenterar med ditt Facebook-konto. Logga ut / Ändra )

Google+ photo

Du kommenterar med ditt Google+-konto. Logga ut / Ändra )

Ansluter till %s

%d bloggare gillar detta: